تبليغاتX
فانوس خيال
چند وقتي است تصميم گرفتم ليستي از فيلمهاي جذاب و هنري وپربيننده تاريخ سينما  تهيه نمايم .تهيه اين ليست مستلزم ديدن فيلم و بررسي آن در مجلات و كتابهاي سينمايي و ....مي باشد.هدف ليست معرفي اين فيلمها به علاقمندان سينما مي باشد و صرفا جهت ياد اوري است .ليست مذكور سليقه شخصي من مي باشد و ممكن است ضعف ها ونقايصي هم داشته باشد .در ضمن همانطور كه واضح و مشخص است فيلمها يي با مشخصات بالا بيش از ۱۰۰ عنوان  مي باشد ولي فعلا مبنا را بر عدد صد قرار ميدهم. لطفا اگر پيشنهادي داريد حتما ذكر فرماييد. مخصوصا در خصوص معرفي فيلمها ...در ضمن از ديگر اهداف اصلي اين فهرست  ارائه آن به كساني است كه مي خواهند يك آرشيو شخصي و ايده آْل از اين فيلمها داشته باشند ... در تهيه ليست تاخر وتقدمي صورت نگرفته است... در تهيه ليست نيز رمزي نهفته است كه مطمئنا با نگاه اول به آن پي خواهيد برد

۱ـ سينما پاراديزو: افسون سينما در سينما تعريف كاملي پيدا كرده است؛ شهر كوچك ايتاليايي با سينماها و آدم‌هايش و آلفردوي هميشگي، عشق‌ها و حسرت‌ها و روياها، و هر چيزي كه مي‌شود در سالن تاريك سينما دنبالش گشت. عجيب اين كه همه‌ي اين‌ها را مي‌توانيد در شاهكار نوستالژيك تورناتوره پيدا ‌كنيد.

۲-سرنوشت شگفت‌انگيز آملي پولن: براي اثبات اين‌كه امكانات بصري سينما تمامي ندارد؛ ژان پير ژونه يك داستان عميقاً فرانسوي را جوري ساخته كه انگار با شكل ديگري از فيلم سروكار داريم. آدري توتو با مهرباني‌هايش ماندگار مي‌شود و فيلم با نمايش جزئيات شگفت ساده و ظاهراً بي‌اهميت زندگي روزمره. پازل ناب زندگي در سينما در پايان سده‌ي اول هنوز جواب مي‌دهد.

۳-سرگذشت آدل ه: رمانتيسيسم تا تهِ ته، تا جايي كه مي‌شود پيش رفت؛ تروفوي عاشق ابداً ابايي ندارد كه فتيله‌ي احساسات شاهكارش را تا درجه‌ي آخرش بالا بكشد. تماشاي فيلم ثابت مي‌كند كه چه‌طور مي‌شود اين همه احساساتي بود و سطحي نبود. ايزابل آجاني با پايبندي جنون‌آميز به عشق جانگدازش ديوانه‌كننده است.

۴-سر آلفردوگارسيا را برايم بياور: جمع اضداد خشونت ناب و عطوفت محض؛ فقط و فقط از سام پكين‌پاي بزرگ مي‌شود توقعش را داشت. يكي از برآشوبنده‌ترين داستان‌هاي سده‌ي اول سينما كه شخصيت‌هاي اصلي‌اش يك جايزه‌بگير مفلوك و يك سربريده و مگس‌هاي دوروبرش هستند. اگر فيلم را نديده باشيد، توصيف لحظه‌هاي درخشان آن بيهوده‌ترين كار ممكن است.

۵-سگداني: خوش‌آمدگويي سينما به يكي از بزرگان متاخرش؛ دارودسته‌ي اراذل و اوباش بعد از يك دزدي همديگر را مي‌درند و تارانتينو با ديالوگ‌هاي جواهرنشان و شخصيت‌هاي يكه‌اش در يك انبار خالي غوغا مي‌كند. پيش‌درآمدي براي شاهكار بعدي‌اش، پالپ‌فيكشن. استادي تارانتينو در به هم ريختن روايت از همين جا معلوم مي‌شود.

۶-سين سيتي: در آغاز سده‌ي دوم، رودريگز و تارانتينو و ميلر، سينما را جور ديگري مي‌بينند و مي‌سازند. فيلم را مي‌شود شكل تازه‌اي از سينما ناميد؛ يك رسانه‌ي نوين كه تازه كارش را شروع كرده است! با سين سيتي، كتاب ‌هاي مصور بي‌هيچ تغييري راهي به پرده‌ي سينما پيدا كرد و نشان داد كه اين تركيب و تلفيق فرخنده چه‌قدر جذاب و تماشايي است. ميكي رورك دوان دوان خودش را به جمع دوستان سينمايي‌مان مي‌رساند.

۷-سكوت: از سياه‌ترين تابلوهاي رنج و آزار در سينما؛ برگمانِ تلخ‌انديش هيچ وقت اين‌قدر تند و تيز و بي‌ترحم به اعوجاجات درون انسان نتاخته است. تمركز روي رابطه‌ي دو خواهر و مناسبات بي‌پرده‌شان جلوه‌ي ديگري از هنر والاي زن‌شناسي برگمان است. فضاسازي فيلم تعمداً كاري مي‌كند كه احساس تنگي نفس كنيد.

۸-فارست گامپ :فارست مردى بسيار ساده، نصيحت پذير و خوش قول است كه با رعايت اصولى ساده در زندگى موفق مى شود تا به افراد زيادى كمك كند و خود او نيز پولدار مى شود. او به هر كارى از جمله فوتبال، پينگ  پنگ و دويدن دست مى زند موفق مى شود.نمایش فوق العاده تاریخ ۴۰ سال از امریکا در قالب زندگی یک فرد عقب مانده ذهنی. یک فیلم کمدی درام که موقع دیدن نمی دانید که باید بخندید یا بگرید. خنده به رفتارهای یک انسان عقب افتاده ذهنی. (در واقع فیلم دنیا را از دید او نشان می دهد). یا گریه به خاطر لمس غریب سرنوشت زندگی انسان ها. گذشت لحظه ها خوب. از دست دادن دوست. و در واقع لمس تنهایی زندگی.به طور خلاصه فارست گامپ با مايه هايي طنز به جامعه مي پردازد كه افرادش سردر آخور خود دارند . جامعه اي كه گله ايي حركت مي كند و گله اي مي ايستد . تفكر فردي مستحيل در سطحي تعريف شده از تفكر جمعي است و اراده انسان با اختيار خودش محدود مي شود.

 

۹-فهرست شیندلر، نجات سرباز رايان(استيون اسپيلبرگ)

 

۱۰-پيا نيست ،ماه تلخ .محله چینی ها.بچه رزماري(پولانسکی)

 

۱۱-

۱۲ -بوی خوش زن

۱۳ـرستگاري شاوشنك يادآور دوران پرفرغ سينماست يك ملودرام مردانه بدون هيچ بازيگر زن ، پر از نوستالژي ، حسرت و دوستي هاي مردانه . سرگرمي بي عيب و نقص با داستاني پر از كشش و ريزه كاري كه تماشاگر هيچگاه نميتواند اتفاقات فيلم را حدس بزند و مانند خواننده يك رمان پر پيچ و خم جذب داستان و شخصيتهاي يكه فيلم ميشود. شخصيتهاي بلند نظر و قوي كه بيشتر در سالهاي طلايي سينما شاهد حضور آنها بر پرده هاي نقره اي بوده ايم.

۱۴-زیبایی آمریکائی اين كمدي ظريف و عميق در قالب استهزاي زندگي آمريكايي و در ميان شليك مداوم خنده از سوي تماشاگران اين قدرت را دارد كه قلبشان را به درد آورد و متاثر كند و اين چيزي است كه پس از دوران طلايي كاپرا ، استرجس و وايلدر كمتر شاهد آن بوده ايم.

۱۵-راننده تاکسی:

راننده تاكسي يكي از بهترين فيلمهاي تاريخ سينماي آمريكاست. بياينه‌اي است در مورد آمريكا. در مورد خشونت. درباره تنهايي، گمنامي.فيلم يك داستان نيست، روايت يك عصيان است.(ببینیددلنمک)دنیرو مي‌گويد: «تراويس كابوس سياه منهتن بود. او و تاكسي‌اش عين خرچنگ بودند. براي اين‌كه بفهمم دنياي يك خرچنگ چه جوري است بايد زير آب مي‌رفتم! به زندگي دريايي نگاه كردم. به حيوانات مختلف، به گربه، گرگ، خرگوش، مار، جغد و...»همين است كه تراويس را با تمام خشونت‌اش اين‌قدر دوست داريم، مخصوصا وقتي كه  جلوي آينه ايستاده و يكي از معروف‌ترين ديالوگ‌هاي تاريخ سينما را مي‌گويد: «با من حرف مي‌زني؟ با من؟». تراويس بيكل يعني رابرت دنيرو،‌يعني محبوب‌ترين ضد قهرمان تاريخ سينما

۱۶-گاو خشمگین

 

۱۷- ۲۱  گرم-عشق سگی-با بل(ايناريتو)

 

۱۸ - قصه عامه پسند،بیل را بکش قسمت ۱و۲ ،

 

۱۹- هفت (ديويد فينچر)

 

۲۰- سکوت بره ها

 

۲۱- پدرخوانده  ۱ و۲

 

۲۲-پیانو

 

۲۳-چشمان تمام بسته،درخشش

 

۲۴- روانی (آلفرد هیچکاک )

 

۲۵-مظنونین همیشگی::((وبزرگترين نيرنگ شيطان اين بود كه هميشه وجودش رو انكار كرد)).

 

۲۶-

 

۲۷ -لولیتا،پيشنهاد بيشرمانه،بي وفا (ادرین لین )

 

۲۸- پیش از غروب

 

۲۹-مخمصه (حذف)

 

۳۰-نابخشوده ،محبوبه ميليون دلاري (كلينت استوود)

 

۳۱-زندگي دوگانه ورونيكا

 

۳۲-همه چيز درباره مادرم،با او حرف بزن (پدرو آلمادووار)

 

۳۳-امتياز نهايي

 

۳۴-فارگو 

 

۳۵-آینه   ، نوستالژیا، آندری روبلوف ، استاکر ، ايثار،كودكي ايوان ‌(تاركوفسكي)

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 9:58 توسط فراز |

 از فيلم‌هاي بسيار زيباي که امسال (عید ۸۶) دیدم  فيلم Amelie (يا به فرانسه Le Fabuleux Destin d'Amelie Poulain) بود كه بهترين فيلم سال اروپا شناخته شده و در آمريكا هم تا بحال نامزد جوايززيادي شده(۲۰۰۲).Amelie داستان دختري به همين اسم است كه در آميزه‌اي از خيال و واقعبت در پاريس زندگي ساده و در عين حال شگفت‌انگيزي دارد، اما شگفت‌انگيز نه به شكل فيلم‌هاي مسخره آمريكايي كه قهرمان داستان با 200 كيلو عضله يا كمر باريك و سينه برجسته به جنگ بدي مي‌ره و دنيا رو نجات مي‌ده. شگفتي داستان اين فيلم درجنبه‌هاي ساده ولي خيال‌انگيز زندگي روزمره است: مادر آملي آموزگار بد‌اخلاقي است كه به توصيه شوهر پزشكش كه به اشتباه فكر مي‌كنه آملي ناراحتي قلبي داره دخترش را در خانه نگه مي‌داره تا آملي در اين خانه تنها با خيالاتش بزرگ شود .آملي بزرگ مي‌شه و در يك بار كار مي كنه، باري كه كاركنانش و مشتري هاش هر كدوم زندگي خاص خودشون را دارند، از جمله مرد عصبي كه از همه زنها نفرت داره و تمامي حركات زنهاي بار را تحت عنوان عشوه‌گري و جفت‌يابي دقيقه به دقيقه با ضبط صوت دستي ثبت مي كنه! از خيالات آملي يكي اينه كه اين مشتري زن ستيز را با زني از كاركنان بار كه هردم از يك بيماري مي‌نا له آشنا و به هم علاقمند كنه! خود آملي از سكس عادي‌ حوصله‌اش سر مي‌رود و خيال‌پردازي را ترجيح مي دهد، از جمله از بلندي محله مونمارتر به شهر خيره مي‌شود و تجسم مي‌كند كه در اين لحظه از شب در پاريس چند زن در يك زمان به اوج لذت جنسي مي رسند؟! از ديگر صحنه‌هاي فوق‌العاده فيلم سكانسي هست كه ‌آملي دست پيرمرد نا‌بينايي را مي‌گيرد و در حين راهنمايي او تا ايستگاه مترو همه ديدني‌ها را بلند بلند مي‌گه: قيمت ميوه ها، شكل شيريني‌ها، اخبار روزنامه‌ها، قيافه رهگذرها.... پيرمرد كه به ايستگاه مي‌رسه مي‌خواد از خوشي بال در بياره! آملي در حين پرسه زدن در ايستگا‌ه‌هاي مترو به جواني دل مي‌بازه كه به جمع كردن عكس‌هاي فوري كه مردم پاره مي‌كنند و دور مي‌اندازند علاقه داره! آملي حالا با آرزوهاي خودش بايد جلو بره و براي خوشبختي خودش نقشه بريزد ولي جراتش را نداره تا اينكه نقاشي كه 12 ساله از آپارتمانش بيرون نيامده از سرنوشت بي‌رحم به آملي هشدار مي‌ده....

فيلم پر از وقايع بديع و گاهي بچه گانه مي باشد، گاهي غم انگيز(زني كه بعد از 40 سال نامه عاشقانه شوهرش از جبهه‌هاي جنگ جهاني به دستش مي‌رسد)ولي به‌طور كل به تصوير كشيدن شگفتي‌ها و لذت‌هاي كوچك اما عميق زندگي آملي كاملا در تضاد با جريان يكنواخت و از پيش برنامه‌ريزي شده زندگي واقعي در اينجاست و اين خودش يك فرصت كوتاهي مي شود براي آنكه تماشا‌چي يك نفسي بكشه و شادي و خوشبختي را در همين اطراف جستجو كنه... .
مشاهده اين فيلم را به تمام دوستان عزيز توصيه مي كنم...


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 9:29 توسط فراز |