تبليغاتX
فانوس خيال
گربدین سان زیست باید پست
من چه بی شرم ام اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه ی بن بست

گربدین سان زیست باید پاک
من چه ناپاک ام اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه
یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک

۱-ساحل زندگي/ در آستانه بهشت[فاتيح آکين]‏
فيلمي شعر گونه درباره مرگ، برخورد دو دنيا و دو فرهنگ و درام هايي که در اين ميان زاده مي شود. کامل ترين اثر ‏سازنده اش که اميد سينماي آلمان و ترکيه محسوب مي شود.‏

‏2- شما زنده ها[روي اندرسون]‏
يک کمدي سياه و سورئاليستي و فيلمي درباره عظمت و شکوه زيستن از فيلمسازي بسيار کم کار و تقريباً فراموش ‏شده...‏

‏3- خون روان خواهد شد[پل تامس اندرسون]‏
سرگذشت يک مالک چاه نفت در قرن گذشته كه قرباني طمع شده و به انساني ظالم و پست تبديل مي‌ شود. بارقه تازه اي ‏از نبوغ پل تامس اندرسون سازنده شب هاي عياشي و مگنوليا‎ ‎‏ و يادآور شاهکار اريش فون اشتروهايم[حرص] ‏

‏4- ناقوس غواصي و پروانه[جولين شنابل]‏
داستان تکان دهنده زندگي سردبير مجله ‏Elle‏ که 43 سالگي تمام بدنش- به جز چشم چپ اش- فلج مي شود. فيلمي ‏شگفت انگيز درباره قدرت تخيل از کارگردان بزم اهريمن...‏

‏5- 4 ماه، 3 هفته و دو روز[کريستين مونگيو]‏
فيلمي درباره تراژدي انسان هاي معمولي و حاشيه نشين شهرها که روح شان در تندباد حوادث نابود مي شود. ٢٤ ‏ساعت از زندگي دو دختر جوان در آخرين روزهاي حکومت نيکلاي چائوشسکو و اقتدار کمونيست ها که کارگردانش ‏کوشيده تا سنگيني جانکاه زندگي در آن دوران مخرب روح را با تيزبيني و ظرافت با داستاني درباره يک مشکل فردي ‏ترسيم کند. ‏

 

قول هاي شرقي[ديويد کراننبرگ]‏
اوج پختگي و خلاقيت هنري ديويد کراننبرگ ٦٤ ساله، که همراه است با دوري وي از پيرنگ هاي فانتزي يا علمي ‏تخيلي و رسيدن به اين باور که؛ واقعيت مي تواند هراسناک تر از تخيل باشد. فيلمي تکان دهنده درباره حضور جنايت ‏سازمان يافته در زندگي روزمره که مي رود تا به عنوان امري عادي در آيد...‏

‏7- حباب[ايتن فاکس]‏
يکي از بهترين فيلم هاي موج نوي سينماي اسرائيل. برگردان بديعي از داستان رومئو وژوليت که اين بار قهرمانانش دو ‏پسر يهودي و مسلمان همجنسگرا هستند و گرفتار ميان هويت جنسي و ملي در جغرافياي نفرين شده به نام فلسطين ‏اشغالي...‏

‏8- پيرمردها وطني ندارند[جوئل و ايتن کوئن]‏
يک محموله مواد مخدر، دو ميليون دلار پول نقد و چند جسد... بازماندهاي يک معامله بزرگ و بد فرجام که منجر به ‏آغاز حوادثي سرنوشت ساز مي شوند. برادران کوئن بار ديگر به سراغ فلسفه و نگاه و طنز سياه خود درباره طينت ‏آدمي و غرب آمريکارفته اند که سخت دستخوش تغيير شده است. يک وسترن جنايي مدرن، صاحب يکي از اصيل ترين ‏و خطرناک ترين شرورهاي تاريخ سينما. فيلمي درباره توحش زمانه مدرن....‏

‏9- گنجشک کوچولو/زندگي يک گل سرخ است/اديت پياف[اليويه داها]‏
يکي از بهترين فيلم هاي زندگي نامه اي سال هاي اخير که قدرت خود را نه فقط از ترانه ها و آهنگ هاي جاوداني ‏پياف، بلکه از فيلمنامه سنجيده، کارگرداني فخيم داها و بازي خيره کننده ماريون کوتيار مي گيرد. زندگي پر فراز و ‏نشيب و توام با تلخ کامي هاي متعدد اوازخواني که نماد يک نسل، يک روحيه و انساني پرشور، وبراي فرانسوي ها نه ‏فقط يک شمايل بلکه اسطوره اي قرن بيستمي است. خواننده اي که هنوز ترانه هايش در گوشه کنار کشورش-و دنيا ‏البته- زمزمه مي شود. ‏

‏10- ديدار گروه موسيقي[اران کوليرين]‏
کمدي درام تکان دهنده اي از سينماي اسرائيل درباره سفر گروهي نوازنده سازهاي برنجي ارتش مصر و گم شدن شان ‏در شهري غريب. اولين فيلم کارگرداني جوان که تا اين لحظه فقط 22 جايزه بين المللي به چنگ آورده است. اران ‏کوليرين؛ اين نام را بايد به خاطر سپرد..‏

و 2 روز در پاريس[ژولي دلپي]، جبران/کفاره[جو رايت]، قطار سه و ده دقيقه به يوما[جيمز منگولد]، ترور جسي ‏جيمز توسط رابرت فورد ترسو[اندرو دومينيک]، قبل از آن که شيطان بفهمد که تو مرده اي[سيدني لومت]، اولتيماتوم ‏بورن[پل گرينگراس]، يتيم خانه[خوآن آنتونيو بايونا]، زودياک[ديويد فينچر]، مايکل کلايتون[]، عليه زحل[فرزان ‏ئوزپتک]، شماره 23[جوئل شوميکر]، اشباح گويا[ميلوش فورمن]، مرا مي کشي[جان دال]، دوباره نوازي[يواخيم ‏ترير]، اين جهان آزاد...[کن لوچ]، تستوسترون[توماش کونجکي، آندري سارامونوويچ]، کاتين[آندري وايدا]، ايرينا ‏پالم[سام گاربارسکي]، نفس[کيم کي دوک]، دقت، شهوت[آنگ لي]، جنگ چارلي ويلسون[مايک نيکولز]، کنترل[آنتون ‏کوربين]، من آنجا نيستم[تاد هينز]، در دل طبيعت وحشي [شان پن]، سوييني تاد:سلماني شيطان صفت خيابان فليت[تيم ‏برتون]، با من حرف بزن[کيسي لمونز]، وحشي ها[تامارا جنکينز]، پيشخدمت زن[آدرين شلي]. ‏

‎بهترين فيلم هاي انيميشن سال 2007‏‎

‏1-‏‎ ‎پرسپوليس
اولين فيلم مرجان ساتراپي، تصويري نه چندان کامل اما بسيار صادقانه از آنچه که پس از فروپاشي سلطنت پهلوي بر ‏سر چند نسل از مردم ايران آمد. فاجعه اي که هنوز ادامه دارد و زندگي شخصي و اجتماعي نسل هاي بعدي را نيز تهديد ‏مي کند. اين که چگونه تمامي حقوق فردي و اجتماعي يک ملت قدم به قدم از آنها سلب مي شود، تکان دهنده است. اما ‏وجود نيرويي دروني در ميان مهاجراني چون مرجان که آنها را وادار به حفظ هويت ملي خود مي کند، ستودني، ‏اميدوار کننده و مسرت بخش است. ‏

‏2- سيمپسون ها: فيلم سينمايي. ‏
بي نياز از هر گونه توضيح براي کساني که سال هاست با شخصيت هاي اين انيميشن بسيار بالغ اشنا هستند. داريا ‏داستان و شخصيت هايي قابل قبول و به روز براي يک انيميشن بلند. ‏

‏3- راتاتوي
کارتوني درباره يک موش که شيفته ذائقه و آشپزي فرانسوي است و شما را وادار مي کند همچون آشپزي فرانسوي و ‏عشق فرانسوي را ستايش کنيد!‏

+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 9:6 توسط فراز |

گفت و گو با جوئل و ایتان کوئن درباره «جایی برای پیرمردها نیست»

● چرا رمان کورمک مک کارتی را برای اقتباس انتخاب کردید؟
جوئل کوئن؛ در واقع این ما نبودیم که روی این کتاب دست گذاشتیم. اسکات رودین که حقوق اقتباس از کتاب را در اختیار داشت یک سال قبل از انتشار عمومی آن نسخه اولیه اش را برایمان فرستاد تا ما هم نظرمان را نسبت به اقتباس از آن اعلام کنیم. هر دو ما علاوه بر نسخه یی که اسکات فرستاده بود بقیه آثار کورمک مک کارتی را هم صرفاً برای لذت بردن خواندیم و از همه آنها خوش مان آمد. از میان تمام آنها رمان «جایی برای پیرمردها نیست» چیز دیگری بود که از همان زمان خواندش می دانستیم می شود فیلم جذابی از روی آن ساخت.
● برای تبدیل این رمان به فیلمی سینمایی اصلاحاتی هم روی آن انجام دادید؟
جوئل کوئن؛ نه چندان. هدف مان صرفاً ساخت فیلمی اقتباسی از روی رمان مک کارتی بود. از نظر ما تنها یک مشکل طبیعی وجود داشت و آن هم اینکه چگونه می توانیم رمان مورد نظرمان را به فیلمی سینمایی تبدیل کنیم.
● فکر می کنید «پیرمردان وطن ندارند» به کدام یک از فیلم هایی که تاکنون ساخته اید شبیه است؟
ایتان کوئن؛ ما اصلاً اینطور به مساله نگاه نمی کنیم و به دنبال پیدا کردن شباهت و تفاوت در فیلم هایمان نیستیم چراکه هیچ فایده یی برایمان ندارد. فیلمسازی و مواجهه با مشکلات آن با لذتی دوست داشتنی همراه است و ما هم برای استمرار این لذت است که به دنبال ساخت فیلم های جدیدی هستیم. ما حتی گاهی به فیلم های سابق مان نگاه هم نمی اندازیم چه برسد به اینکه بخواهیم آنها را با هم مقایسه کنیم،
● منظورتان این است که از فرآیند فیلمسازی بیشتر لذت می برید تا تماشای فیلم ها؟
ایتان کوئن؛ بله. البته موقعیت مان کمی هم پارادوکسیکال است. ما هیچ وقت برای لذت بردن فیلمی را تماشا نمی کنیم. در واقع تمامی فرآیند فیلمسازی برای ما لذت بخش است و تماشای فیلم ممکن است بخشی از همین فرآیند باشد.
جوئل کوئن؛ شاید باور نکنید ولی من دیگر نمی توانم فیلم هایمان را به لحاظ ترتیب زمانی کنار هم ردیف کنم.
ایتان کوئن؛چندی پیش مصاحبه یی با مارلون براندو خواندم که در آن مصاحبه کننده درباره «اینک آخرالزمان» از براندو سوال کرده بود. براندو هم با تردید پرسیده بود؛ «منظورتان همان فیلمی است که در آن کچل هستم؟» موقعیت فعلی ما هم تا حدی به مارلون براندو شبیه است.
● «پیرمردان وطن ندارند» به لحاظ لوکیشن فیلم خاص و منحصر به فردی در کارنامه شما است. فیلمسازی در آن لوکیشن برایتان دشوار و مشکل نبود؟
جوئل کوئن؛ مطمئناً فیلمسازی در لوکیشن های بیابانی این فیلم با فعالیت در مثلاً نیویورک تفاوت های زیادی دارد. در نیویورک می توانستیم روزها کار کنیم و شب ها هم کنار خانواده باشیم و در رختخواب خودمان سر روی بالش بگذاریم. در این فیلم از خانه و خانواده دور بودیم و مهم تر از آن قرار بود با بازیگران بزرگی کار کنیم که هر کدام شهرتی جهانی برای خود داشتند. قبلاً هم با بازیگران بزرگ کار کرده بودیم اما وقتی قرار است با چنین بازیگرانی در لوکیشن هایی مانند آنچه در فیلم می بینید همکاری کنید، مشکلات جدیدی سر راه تان سبز می شود. البته نباید فراموش کرد تصمیم به فیلمبرداری در لوکیشن نیومکزیکو دلیلی کاملاً اقتصادی داشت. می توانستیم با هزینه یی بیشتر به لوکیشنی نزدیک تر و خوش آب و هواتر برویم اما ما هم مانند بسیاری از فیلمسازان این روزها تصمیم گرفتیم برای پایین آوردن هزینه ها به نیومکزیکو پناه ببریم. با این حال روی هم رفته این فیلم تجربه جدیدی در عمر فیلمسازی ما بود که به رغم مشکلاتش با جذابیت هایی هم همراه بود.
● حالا که نام بازیگران فیلم به میان آمد آیا از بازی آنها در «جایی برای پیرمردها نیست» راضی بودید؟
جوئل کوئن؛ سوال خوبی است. تامی لی جونز از همان اول در فهرست انگشت شمار بازیگران مورد نظر ما قرار داشت. تامی یکی از بهترین بازیگران حال حاضر امریکایی در محدوده سنی خودش است که مطمئناً در هر فیلمی بازی کند حضوری درخشان دارد.
ایتان کوئن؛ تامی احتمالاً وقتی بفهمد سن بالایش در انتخابش برای این فیلم تاثیر داشته خیلی خوشحال می شود. تامی این روزها واقعاً پیر شده است و با وجود این هنوز هم خوب بازی می کند.
جوئل کوئن؛ در مورد خاویر اما مساله کمی متفاوت است. خاویر از آن بازیگرانی است که اگر این شانس را داشته باشید که بتوانید از او در فیلم تان استفاده کنید (حتی با به تاخیر انداختن پروژه) نباید حتی لحظه یی در انتخابش تردید کنید. خاویر بازیگر فوق العاده یی است. تنها مشکل ما در انتخاب بازیگر به نقش مقابل خاویر و تامی برمی گشت. «جایی برای پیرمردها نیست» سه شخصیت اصلی داشت و هم من و هم ایتان اصرار داشتیم که باید میان این سه شخصیت توازن برقرار باشد. منظورم این است که نمی توانستیم از یک یا دو بازیگر مشهور و معتبر استفاده کنیم و نقش های دیگر را به بازیگران معمولی بسپاریم. ما دنبال کسی می گشتیم که در مقابل بازیگران بزرگی مثل تامی و خاویر کم نیاورد و بتواند در حد خود بر فیلم تاثیر بگذارد. پس از مدت ها مذاکراه و صحبت با بازیگران مختلف در نهایت به جاش برولین برخوردیم که اتفاقاً حضور قابل قبولی داشت و توانست نقشش را به خوبی ایفا کند.
● واکنش ها و جهت گیری مثبت و منفی منتقدان چقدر برای شما مهم است؟ آیا واقعاً به نظرات آنها توجه می کنید؟
ایتان کوئن؛ توجه ما به منتقدان و نوشته های آنها فیلم به فیلم متفاوت است. مساله این است که فیلم های کوچک همیشه به حمایت منتقدان نیاز دارند و یادداشت های مثبت واقعاً می تواند به یک فیلم کمک کنند... البته ما معمولاً فیلم های بزرگی نمی سازیم و به همین دلیل منکر تاثیر نقد ها و ریویو ها بر فیلم هایمان نمی شوم. چراکه اگر منتقدان درباره فیلمی موضعی مثبت اتخاذ کنند مطمئناً فیلم فروش بیشتری خواهد کرد.
جوئل کوئن؛ دقیقاً. موفقیت در فیلمسازی و ماندگاری در عالم سینما به عوامل متعددی بستگی دارد. گاهی اوقات حضور ستارگان بزرگ به یاری شما می آید و گاهی هم یادداشت های مثبت منتقدان به فیلم تان کمک می کند. وابستگی به چنین عواملی جزء قواعد و اصول حرفه ما است و چاره یی جز تن دادن به آنها وجود ندارد. قدرت انتخاب ما در عالم سینما به همین عوامل بستگی دارد و بی توجهی به آنها می تواند آینده ما را دستخوش تغییر و حتی بحران کند.

منبع : روزنامه اعتماد
+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 8:56 توسط فراز |