تبليغاتX
فانوس خيال - امتياز نهايي / Match Point / 2005

گفتگو با اسكارلت جوهانسون و اميلي مورتي مر
روياي بازي در فيلم وودي آلن
اميلي مورتيمر، بازيگر انگليسي « امتياز نهايي » پيشرفت سريعي نداشت، اما در فيلمهاي انگليسي « دوست داشتني و خيره كننده » و « مرحله پنجاه و يكم » اجراي موثري به نمايش گذاشت. در حالي كه اسكارلت جوهانسون تا گمشده در غربت و « دختري با گوشواره مرواريد » به بازيگري مطرح در هاليود تبديل شد. اكنون اين دو بازيگر در درام كمدي سياه وودي آلن، « امتياز نهايي» در كنار يكديگر ايفاي نقش مي كنند. گفتگوي دو نفره سايت بي بي سي را در مورد « امتياز نهايي » مي خوانيد كه نامزد دريافت جايزه گلدن گلاب شده است:
* داستان « امتياز نهايي » بسيار تلخ به پايان مي رسد. جسارت فيلمنامه شما را جلب كرد؟
- اميلي: فيلمنامه به طرز باورنكردني جسور و قابل توجه بود. نمي دانم جايگاه وودي آلن را چگونه مي توان تعريف كرد، اما فكر مي كنم در حال حاضر چنين فيلمي جايگاه خودش را دارد. فكر مي كنم خيلي ها از ساخت فيلم مستقل و فيلم خانه هنر در هراس هستند و پايان تلخ فيلم به فضاي نااميدي فيلمساز تلقي مي شود، اما قطعاً چنين فيلمهايي جايگاه خود را دارند.
* فكر مي كنيد در زندگي خودتان هم ايده آشفتگي و شانس و اقبال جايگاهي دارد؟
- اسكارلت: از لحاظ حرفه اي من به طرز باور نكردني احساس خوش شناسي مي كنم. شغل من قطعاً جايگاهي ثابتي ندارد و خيلي راحت مي توانند فرد ديگري را جايگزين من كنند. اگر بازيگري باشي كه پيشنهاد كار دريافت كني حتماً خوش اقبالي . شروع كار من توام با خوش شانسي بود و ادامه آن هم از خوش اقبالي من بود. شانس آوردم كه توانستم كار كنم و در دايره بازيگران شناخته شوم. ضمن اينكه خيلي خيلي خوش شانس بودم كه فرصت كار كردن در كنار وودي را بدست آوردم. من آن تابستان با جايي قرارداد نداشتم. پس از دو سال كار بي وقفه به طرز باورنكردني خوش شانس بودم كه زمان دريافت پيشنهاد « امتياز نهايي » وقتم آزاد بود.
اميلي: احساس مي كنم آن وقفه كاري از خوش شانسي من بود، صادقانه مي گويم كه خيلي خوشحالم در اين فيلم بازي كردم. فكرش را هم نمي كردم در فيلمي بازي كنم كه نامزد دريافت گلدن گلاب بشود. خيلي هيجان زده ام و واقعاً به اين فيلم افتخار مي كنم.
احساس مي كنم خوش شانسي من بود كه عنوان يك بازيگر انگليسي به جمع بازيگران اين فيلم راه پيدا كنم. ممكن بود « امتياز نهايي» را در نيويورك بسازند، اين از خوشبختي من بود كه محل توليد فيلم انگلستان شود. اگر « امتياز نهايي » در امريكا ساخته مي شد احتمال اندكي وجود داشت كه من بتوانم در فيلمي از وودي آلن بازي كنم. چنين فرصتي حتي در روياي من وجود نداشت. حضور يك بازيگر انگليسي در فيلمي كه وودي آلن مي سازد فقط و فقط از خوش اقبالي است.
* اما شانس تا يك جايي نقش دارد...
- اميلي: من درباره اين موضوع فكر كردم، زيرا در همه مصاحبه ها درباره شانس از ما مي پرسند و نتوانستم به نتيجه قطعي برسم. وقتي فكر ميكني كدام بخش از زندگيت را مديون شانس و اقبال هستي يا سرنوشت تو بوده و كدام قسمت ها به هر حال اتفاق مي افتاده، حسابي گيج مي شوي. من به اينجا رسيدم كه همه مادر بعضي مواقع خيلي شانس مي آوريم و گاهي اوقات هم دچار بد شانسي مي شويم. نكته مهم اين است كه با بداقبالي ها چگونه كنار مي آييم. زيرا بدشانسي يك آزمايش است. وقتي پشت سر هم اتفاق بد مي افتد چطور با آن كنار ميآيي؟ اين موقعيت يك آزمون است.
* اسكارلت، آلرژي تو به گندم باعث شد صحنه هاي مزرعه گندم به تو خيلي سخت بگذرد. درست است كه مي گويند وودي در اين موردبي رحمي كرده؟
- اسكارلت: او به دلايلي فكر مي كرد ماليخوليايي هستم كه به نظرم مسخره است. من فقط به محيط آنجا حساسيت داشتم، همين. براي كسي كه آلرژي داد چرخيدن در مزرعه گندم در زير باران اصلاً خوشايند نيست، اما همانطور كه گفتي او نسبت به  من حس همدردي نداشت. او مي گفت اگر چشمان من به اندازه يك پرتقال متورم شود دو روز استراحت مي كنم. آنقدرها هم بد نگذشت.
* كار كردن در لندن و امريكا تفاوت خاصي دارد؟
-
اسكارلت: فرق چنداني ندارد، هنرمنداني بسيار با استعداد، هنرمندان گريم و طراحي لباس، فيلمبردار، متخصص برق و همه افراد گروه دوست داشتني بودند. آنها فيلم هاي فوق العاده اي مي سازند و توليدات عظيمي دارند. من اهل منهتن هستم و به نظرم رسيد لندن و منهتن خيلي شبيه هستند.

 

The man who said 'I'd rather be lucky than good’ saw deeply into life. People are afraid to face how great a part of life is dependent on luck. It's scary to think so much is out of one's control. There are moments in a match when the ball hits the top of the net and for a split second it can either go forward or fall back. With a little luck, it goes forward and you win…or maybe it doesn’t, and you lose

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 12:25 توسط فراز |